حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

146

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

18 . وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ « 1 » حسين گفت : رسول جز به آنچه به او امر شده يا آنچه برايش مكشوف گشته آگاهى ندارد . آيا او را نديدى كه دربارهء موضوعى با او مجادله كردند چون دربارهء آنچه به ملاء اعلى ارتباط داشت سؤال كردند از آنجايى كه به او مرتبط نبود ، فرمود من دانش غيب ندارم . شاهدش با داشتن صفت از او پنهان شد و با شهود حق آنها را ديد . و صفت آدميت از او رفت . يعنى چون آنچه خدا از مشاهدهء خود بر او تاباند ، ديد ، از صفاتش ناپديد شد . و غير از او نشد عين آدمى . پس با همهء دانش‌ها بگو درود خدا بر او باد . 19 . الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ « 2 » ابو العباس ابن عطا گويد : او را ايستاده ياد كنند . شرط قيام ايشان ، از براى ذكر است . و در حال نشسته او را ياد كنند . و در حالى كه به پهلو خفته‌اند او را ياد كنند يعنى در هر صورتى كه باشد . او را ياد كنند . « يجنبهم » يعنى « يحملهم » ، از حلاج پرسيده شد : آيا در بهشت ذكر وجود دارد ؟ گفت : ذكر غفلت ( ناآگاهى ) را دور مىكند و چون غفلت بماند معنايى براى ذكر نمىماند . 20 . از اندوه نهى كرد چون من تو را به دين دعوت كردم ، گويى كه من دور هستم يا گويى كه تو غايبى ( ناپيدايى ) . بىرغبت كرامت و فضل را از تو مىطلبم و به مثل خود هيچ زاهدى را نديدم كه به تو رغبت نشان دهد . سوره نساء 21 . « وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ « 3 » حسين بن منصور گويد : خداوند عنايت و توجّهى به دعا و تمركز حواسّ در حيرت و نيز

--> ( 1 ) . همان ، آيه 144 ؛ جز اين نيست كه محمد پيامبرى است . ( 2 ) . همان ، آيه 191 ؛ آنان كه خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو خفته ، ياد مىكنند . ( 3 ) . نساء ، آيه 102 ؛ و چون تو در ميانشان باشى و برايشان اقامهء نماز كنى .